تاریخچه بافندگی مردان و چرا بافندگی برای مردان سخت و ننگ بوده

هنگام کاوش در تاریخ بافندگی در سراسر جهان، باید تعجب کرد که چرا تا حد زیادی  بافندگی فعالیت زنان بوده است
بدیهی است که هیچ چیز ذاتی در این فرآیند وجود ندارد که به یک دست زنانه نیاز داشته باشد، با این حال بارها و بارها می بینیم که تقریباً همه بافنده ها در همه جا، به جز چند استثنا، دختر و زن بودند.

اصناف بافندگی در اروپا در قرن سیزدهم (فرانسه) و چهاردهم (هلند و اسپانیا) و سپس در قرن شانزدهم در سراسر اروپای غربی پدید آمدند، و با ظهور اولین اصناف در مجارستان در قرن هجدهم به سمت شرق گسترش یافتند. اصناف متشکل از مردانی بودند که از شاگرد به کارآموز تا استاد بافنده  پیشرفت می‌کردند و در نهایت با خلق شاهکاری مانند فرش‌های بافتنی آلمان خود را استاد واقعی در مد صنفی نشان دادند. اصناف به دلیل ضرورت اقتصادی شکل گرفتند زیرا تقاضا برای کالاهای بافتنی بیش از حد زیاد شد که توسط کارگران خانگی برآورده نشد. گرچه در ابتدا تا حد زیادی نادیده گرفته شد، اما صنعت بافتنی برای چند صد سال رشد کرد به طوری که در اوایل قرن شانزدهم، صنف بافندگی پاریس یکی از شش صنف مهم شهر در نظر گرفته شد.

در قرن بیستم، بافنده‌های مرد به دلیل نقش‌های جنسی مشخص
شده بسیار کمیاب بودند که برای مردها این چالش به حساب می آمد که سنت را کنار بگذارند و این هنر را یاد بگیرد. در آمریکا، جایی که بافتنی به حوزه زنان اختصاص داده شده است، مردان بافنده بزرگسال به عنوان جسور و ماجراجو تلقی می شوند و حتی گاهی مورد تشویق قرار میگیرند
ولی کمی دورتر مردان بافنده  به بیش از حد زنانه بودن تمسخر میشدند .

در این زمان، مردانی که فعالیت زنانه داشتند حتی تهدیدکننده تلقی می‌شدند، زیرا زنانگی به طور فزاینده‌ای با همجنس‌گرایی مرتبط می‌شد.  بنابراین پسران را به ورزش های پرشور، مانند فوتبال سوق دادند، و به دلیل هرگونه شواهدی مبنی بر علاقه به «کار زنان» مانند بافندگی مورد تمسخر و شرمساری قرار گرفتند.
حداقل یک بافنده مرد در جزیره جرسی وجود داشته که در 22 ژوئن 1622 توسط دادگاه جرسی محکوم به ممنوعیت بافتنی در ملاء عام شد “به دلیل رسوایی که به وجود آورده بود” . با این حال هنوز هم اجازه داشت در خانه به تنهایی ببافد

بافندگی در قرن بیستم

جنگ جهانی اول به دوره ترس وحشتناک زنانه شدن پایان داد، زیرا مردان جوانی که به هر دلیلی از جنگ اخراج شدند برای کمک به جنگ به بافندگی روی آوردند. در این میان، زنان مانند همیشه با استفاده از مهارت های خانگی خود برای تولید کالاهای مفید برای میدان جنگ از جنگ حمایت کردند. بافندگی به‌ویژه یکی از راه‌هایی بود که زنان می‌توانستند با تهیه ژاکت‌ها، جوراب‌ها و روسری‌های رنگارنگ نظامی برای ارسال به مردان در جنگ از جنگ حمایت کنند. تلاش بافندگی آنقدر مهم تلقی می شد که اغلب سربازان مجروح در طول دوره نقاهت خود در بیمارستان این هنر را به دست می گرفتند. آنها احتمالاً از انگ زنانه شدن فرار کردند، زیرا قبلاً مردانگی خود را با رفتن به جنگ ثابت کرده بودند
با این حال، بافندگی برای تلاش های جنگی، ننگ زنانه شدن را که اکنون با این حرفه مرتبط است، از بین نبرد. مردان علیرغم  تلاش هایشان مورد تمسخر قرار می گرفتند. هنگامی که خبرنگاران در مورد آنها می نوشتند، آنها باید مدام بر مردانگی خود تأکید می کردند.

واکنش متداول‌تری به بافتن مردان توسط یکی از نویسندگان شرح داده شده است که از مسافری می‌گوید که در وسایل حمل‌ونقل عمومی «به طور آشکار و بی‌شرمانه بافتنی می‌بافد» در حالی که دیگران او را مورد تمسخر قرار می‌دادند، «به هم چشمک می‌زدند، و سرشان را تکان می‌دادند.

به نظر می رسد که امروزه افزایش علاقه به بافتنی وجود دارد، همانطور که در نظرسنجی در سال 2014 توسط شورای نخ صنایع دستی نشان داده شده است، که می گوید افراد 20 و 30 ساله به 38 میلیون بافنده و قلاب باف می پیوندند. مردان بیشتر و بیشتری وارد این حرفه می شوند. ننگ اجتماعی علیه بافندگان مرد باقی مانده است، اما دیگر خشن و تهدیدآمیز نیست. هرگاه مردی در حال بافتن در انظار عمومی دیده می‌شود، همچنان غیرعادی تلقی می‌شود و ناظران کنجکاو را به دنبال دارد. اما بافنده مرد دیگر نیازی به ترس از آزار و اذیت غریبه ها ندارد و در کنفرانس هایی که اکثراً زنان در آن حضور دارند و در هر جایی که همکارهای بافندگی او با او روبرو می شوند با قلب های باز از او استقبال می شود